خواب ها و رویاهای من

گاهی اتفاقات عجیبی رخ می دهد که هیچ توضیحی برای آن نیست. در این وبلاگ از این تجربه ها می نویسم و همچنین از رویاهایم.

گاهی اتفاقات عجیبی رخ می دهد که هیچ توضیحی برای آن نیست. در این وبلاگ از این تجربه ها می نویسم و همچنین از رویاهایم.

۱ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

یک گاو نر خیلی بزرگ و سیاه و ورزیده و قوی و خشمگین به طرف ما می آمد.
پشت یک ستون بودم و فکر می کردم با چرخیدن دور آن نجات پیدا کنم.

اما یک گاو نر کوچکتر که دقیقا کپی آن گاو بزرگ بود هم از پشت آمد و دیگر از آن ستون کاری ساخته نبود.

من به بچه هایی که آشفته اطرافم بودم می گفتم سنگ بزنید.
اما مشخص بود این گاو با این سنگها آسیبی نمی بیند.

به نزدیکترین نقطه رسیدند.

 

ناگهان گاو بزرگ در یک جایی مثل پاچال تعویض روغنی گرفتار شد و شروع کرد تقلا کردن
بچه ها هم برای مهار کردنش اطرافش را گرفتند. 

من با آرامش از پشت ستون رفتم.
آن گاو کوچکتر هم ناپدید شده بود. 

پی نوشت:
 آمریکا گرفتار می شود و اسرائیل هم کاری از پیش نمی برد. 
روزه های آرامی در پیش داریم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۰۴ ، ۰۹:۴۶
کار در خانه